وقتی ولی فقیه به روغن سوزی میافتد .iran @massacre_67 #
وقتی ولی فقیه به روغن سوزی میافتد
iran, @massacre_67.#
:قسمت اول
iran, @massacre_67.#
روزی خانی با
خدم و حشم از کنار رودخانه میگذشتند ، خان خیکی (مشک ) را روی آب دید ، به نوکرش
گفت
برو خیک را از
آب بگیر و بیاور ، نوکر در آب شیرجه زد ولی از خیک خبری نشد ،خان حوصله اش سر رفت
و گفت ولش کن بیا بیرون ، نوکر گفت خان من خیک را ول کرده ام خیک مرا ول نمیکند
.که معلوم شد مورد مذکور خیک نبوده بلکه برعکس خرس بوده که نوکر بیجاره را ول
نمیکرد .
داستان سوریه
رفتن خامنه ای برای نجات دادن رژیمش از سرنگونی چیزی شبیه گرفتن خیک از آب است .
سوریه باتلاقی
که رژیم را در خودش فرو میبرد . چرا ؟
بدلیل اینکه
جنگیدن در سوریه و بقول خود رژیم در«عمق استراتژیک » مشکلات جدی برای رژیم دارد که
علیرغم تلاشش برای خروج از بحران بیشتر در این باتلاق فرو میرود . مشکلاتی مثل
:
1- تأمین
نیروی جنگنده : از جمله مشکلات جدی رژیم ، تامین نیروی انسانی با توجه به اتمام
ظرفیتش در رابطه با اعزام پاسدار به سوریه میباشد، که برای جبران این کمبود به
شیوه های ضد انسانی مانند مخیر کردن زندانیان افغانی به اعدام و یا ماندن در زندان
ازیکطرف و یا رفتن به سوریه برای جنگ . وهمچنین تحت فشار گذاشتن سایر پناهندگان
افغانی که البته از مشکلات مالی جدی و امکان اقامت رنج میبرند برای اعزام به سوریه
.
2-سیستم
فرماندهی در صحنه ،
3-پول و بودجه
کلان وتامین سلاح سنگین
4- لجستیک که
برای این فاصله جغرافیایی بطورخاص کمرشکن است .
5- بالاخره و
مهمتر از همه عدم مشروعیت جنگیدن در سوریه بلحاظ داخلی ،منطقه ای و بین المللی .که
البته رژیم در تمامی این پارامتر ها مشکل جدی داشته و ذخایرش ته کشیده است .
6- اضافه کنیم
بر اینها شناخته شدن به عنوان یک رژیم متجاوز ،خونریز و ضد خلق های منطقه و انزوای
فزاینده درکشور های عربی .
7-نداشتن ملاء
و محیط خودی و دوست و محصور در مردمی که اورا دشمن خود میدانند .
این بخشی از
شرایط و هزینه های رژیم در سوریه میباشد که البته در تمامی این پارامتر ها مشکل
جدی داشته و ذخایرش ته کشیده است .
حال اگر با
این هزینه سرسام آور و ۶ سال جنگ دستاورد مشخص سیاسی هم نداشته باشد این به
معنی باتلاقی است که هرچه بیشتر ادامه دهد و خرج کند بیشتر فرو میرود .
دستاورد سیاسی
برای رژیم در سوریه چه میتواند باشد ؟
دستاورد های
سیاسی رژیم در سوریه در یک کلام تثبیت حکومت اسد و یا حاکمیت او بر بخشی از سوریه
و شقوقی از این قبیل . بدون این دستاورد هر چیز دیگری فقط شکست پس از ۶ سال خرج
کردن های سیاسی ،نظامی و اقتصادی میباشد .
واقعیت های در
صحنه نشان میدهد که رژیم علیرغم خونریزی های وحشیانه و سلاخی کردن مردم در زندانها
و بمباران های غیر قابل تصور هواپیماهای اسد و روسیه ، علیرغم محاصره و گرسنگی
دادن زنان و بچه ها و قطع کردن امکانات بهداشتی و...... موفق به تثبیت یا به تعادل رساندن حاکمیت
اسد نشده و چشم اندازی هم برای آن
متصور نیست .
حتی خود رژیم
علیرغم 6سال هزینه کردن اقتصادی ،0نظامی و سیاسی ، هنوز بمثابه طرف حساب در
مذاکرات و یا جلسات و رایزنی ها مورد قبول هیچ طرفی نیست . یعنی در مینیمم ها هم
رژیم را به بازی نگرفتند .
به این
میگویند مثل چهارپا درگل ماندن و محترمانه ترین تشبیه برای توضیح مختصات رژیم در سوریه و به همین سیاق در یمن
و عراق و ...کلمه باتلاق است ، آری بواقع رژیم مشخصاً در سوریه در باتلاق جنایاتی
که کرده است گیر کرده به عبارتی ولی فقیه به روغن سوزی افتاده .
و تازه این
وضعیت وخیم رژیم در سوریه در حالی است که امدادهای غیبی روسیه با بمباران هایش و
اوباما با دلارهایش به کمک او آمده بودند ، در غیر اینصورت رژیم در سوریه حالا
حالا ها تمام کرده و انقلابیون او را با اردنگی بیرون می انداختند .
آنکه شوروی
بود و ابرقدرت نتوانست در افغانستان جا پا سفت کرده و بماند ، یا امتیازی بگیرد و
دست آخر به زحمت و فضاحت خودش را از باتلاق افغانستان بیرون کشید . از قضا عوارض
همین اشغالگری بود که مبنایی شد برای از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی . بطریق
اولی رژیم در این زمینه بطور غیر قابل مقایسه ای ضعیف تر و شکننده تر بوده و بقول
خودش نه ازموضع قدرت و گسترش که از سر استیصال و اینکه مجبور نشود با قیام مردم در
خیابان ها درگیر شود در تله سوریه افتاد .
آری ، رژیم
آنچنان سرنوشت خودش را با سوریه و سایر کشور های منطقه گره زده که عقب نشینی از
هرکدام برایش هزینه های خطرناکی داشته و
نهایتا راه به قیام و سرنگونی میبرد .

نظرات
ارسال یک نظر