بخواب .....! بی خیال! زندگی ات را بکن massacre_67 .#iran@
massacre_67 .#iranترانه خواب زدگی
«متن ترانه «خوابزدگى»
بخواب...! بي خيال! زندگى ات را بكن
دور ز هر قيل و قال زندگى ات را بكن
كوچه اسيدى شده، آن چه كه ديدى شده
خون و سرنگ و مواد، عشق وريدى شده
مسجد سبز از نئون خانه دون كورلئون
شهر ترور گشته با يك تبر از بيخ و بن
پوزه سگ خونى است، فاخته در گونى است
خيره مشو كار او ،شرعى و قانونى است
ليك تو چون مرد سال زندگى ات را بكن
تو بخواب، بي خيال! زندگى ات را بكن
كوچه ريحانه ها، پاتق سربندى است
دهكده محتاج خون، يا سرم قندي است
شهر نديدى چه جور نغمه ى ناجور داشت
خواهر من در دهان قرص سيانور داشت
هم به اوين شعر گفت خاطره ي باغ را
هم كمرش كنده است پوست شلاق را
تو نروي در جوال ! زندگى ات را بكن
تو بخواب، بي خيال! زندگي ات را بكن
كودك يك روزه يى مانده سرِ راه بود
سوژه تصوير چند، گوشيِ همراه بود
كليه خود را كه داد ديزى سنگى گرفت
مادركى بر پلى ، حالت جنگى گرفت
يك جسد له شده ،روي زمين مانده بود
كينه سرباز از ، خنده فرمانده بود
واى! تو در هر مجال زندگى ات را بكن
تو بخواب، بى خيال! زندگى ات را بكن
کولبر يخ زده يك خبر عاديست
دغدغه لاكچرى مسأله ى حاديست
يك نفر از اعتصاب بى رمق و لاغر است
آنطرف ميله ها ضجه ى يك مادر است
از خود ما هم به ما دزد شده نزديكتر
مال چنين باختيم، دربى از اين شيكتر؟

نظرات
ارسال یک نظر