کانون های شورشی گسترش قیام#بابراندازان #ایران‌ #نوروز,





کانون های شورشی گسترش قیام

#بابراندازان #ایران‌ #نوروز,


-آیا تا بحال فکر کرده اید کدام راه ما را زودتر به سرنگونی رژیم و آزادی میرساند؟
-چکار کنیم که خون‌هایی که تا کنون برای سرنگونی این رژیم ریخته شده به هدر نرفته و نتیجه بدهد؟
-چه راهی را برگزینیم تا به این درد و رنج و سیه روزی مردم ستم‌کشیده ایران پایان داده شود؟
-کدام راه کار است که ما را به ایستادگی در مقابل نیروهای سرکوبگر و مزدور ولایت فقیه و از دور خارج کردن آنها، جهت باز کردن راه ورود هرچه بیشتر مردم به مبارزه فرا میخواند؟
 راه های پیش رو:
ا- رفراندوم و انتخاب نوع حکومت: اگر میشد خیلی خوب بود که آخوند ها مثل بچه آدم تن به رفراندوم سالم داده و در صورت بازنده شدن بدون اینکه خونی ریخته شود، سرشان را پایین انداخته و گورشان را گم کنند.
2- اصلاح همین رژیم: بازهم اگر میشد خیلی عالی بود. چون ما سر آدم ها و اینکه عمامه داشته باشند یا کروات که دعوا نداریم. اگر همین رژیم اصلاح شود و حق مردم یعنی آزادی و انتخابات آزاد را بدهد که چه خوب. البته اولین شرط اصلاحات برسمیت شناختن حق حاکمیت مردم است یعنی نفی ولایت فقیه، آیا بنظر شما خامنه ای اهلش هست که از کرسی ولی فقیه پایین بیاید؟
3- سرنگونی از طریق اعتصاب و تحصن و تظاهرات ملیونی: آیا رژیم اجازه تظاهرات ملیونی را چه در گذشته و یا آینده میدهد؟ تا حالا که نداده، این یعنی دادن حکم سرنگونی خودش.
4- دخالت قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها و خلاصه اینکه دیگران بیایند برای ما رژیم را سرنگون کنند. حالا به چه دلیل این قدرت‌ها بیایند برای ما سرنگون کنند معلوم نیست. چون آنها هم دنبال منافع وچپاول خودشان هستند که این رژیم بسا فراتر از شاه و قاجار و... به آنها باج میدهد. برای قدرت ها همین رژیم قدری آدم تر باشد و لنگ و لگد در منطقه و... نزند بهترین است. ضمن اینکه ابر قدرتی که رژیم را سرنگون کند، عوامل خودش را هم سر کار میگذارد و نه حاکمیت مردم، یعنی همان آش و همان کاسه منتها قدری شورتر یا بی نمک‌تر.
5- ...
از آنجا که دیکتاتوری آخوندی با استفاده از تجربه سقوط شاه و تجارب ضد انقلابی سایر دیکتاتورهای ساقط شده، هرگز اجازه برگزاری تظاهرات در ابعاد وسیع و ملیونی را نداده و نخواهد داد، (چرا که تظاهرات ملیونی به معنی سقوط شتابان رژیم میباشد )بنابراین در نقطه مقابل مقاومت مردم تحت ستم ایران نیز باید استراتژی و تاکتیک مناسب با شرایط موجود را اتخاذ کند.
همچنین از آنجا که سرنگونی این رژیم هرگز مسالمت‌آمیز یا خودبخودی نبوده و نخواهد بود، بنابراین عنصر تشکیلات و سازماندهی از ضروریات مطلق این مبارزه میباشد که در کانونهای شورشی تبلور می‌یابد.
کانون شورشی چیست؟
·         ما نبايد به انتظار پيش آمدن موقعيتي انقلابي بنشينيم چنين موقعيتي را خود مي توانيم به وسيله يك كانون انقلابي پديد آوريم. اين تئوري میگوید: يك كانون شورشي كوچك (متشكل از تعداد كمي رزمنده كه بر نظم موجود شورش كرده اند) مي تواند به عنوان يك ”موتور كوچك“ ”موتور بزرگ“ يعني ”جامعه“ را به حركت درآورد.  (چه گوارا )
·         اين كانون ها مي توانند به نقطه ي اميد مردم در برابر حاكميت ضد مردمي تبديل شده و با به حركت در آوردن جامعه زمينه ي انقلاب و دگرگوني را، خود به وجود آورند.
·         کانون شورشی را با هر تعداد رزمنده ئي كه به ضرورت تغيير ايمان آوردند، مي توان شروع كرد. همين گروه معدود بايد يك كانون شورشي تشكيل داده و به نحو مقتضي شروع به خلق كانون يا كانون هاي بعدي كند.
تاریخچه:
واقعیت اینست که کانون‌های شورشی یا همان هزار اشرف محصول 52 سال مبارزه مردم ایران با دو دیکتاتوری و دادن بهای سنگین و رودی خروشان از خون شهدای راه آزادی میباشد. همان استراتژی که تئوریزه شده تجارب انقلابیون آمریکای لاتین و بطور مشخص شخص چه‌گوارا نیز میباشد.
درواقع کانون‌های شورشی تکامل یافته تیم‌های عملیاتی و هسته‌های مقاومت در دهه شصت یعنی فاز مبارزه مسلحانه علیه رژیم دیکتاتوری فاشیستی خمینی است.
خامنه‌ای با حمله به اشرف و قتل عام در 10 شهریور 92 به زعم خودش میخواست نقطه پایانی بر اشرف که ظرف ارتش آزادیبخش ملی ایران از بدو تأسیس بود زده و به نوعی پایان مقاومت مسلحانه را اول به نیروهای وارفته خودش ابلاغ و از طرفی به طرف حساب‌های بین المللی نیز همین پیام را برساند، بنابراین اعلام استراتژی هزار اشرف یا همان هزار کانون شورشی از طرف فرماندهی کل، این آرزوی خامنه ای را گورزاد کرد.
اکنون با گسترش این کانون های شورشی در سراسر خاک میهن اشغال شده، شاهد استقبال جوانان و دلگرمی توده‌های محروم میباشیم. ناگفته پیداست که کانون های شورشی از تمام اشکال مبارزه مثل تظاهرات ، اعتصابات و... بمثابه بستری در راستای مأموریت اصلی خود استقبال کرده و به آنها هرچه بیشتر سمت و سوی سازماندهانه و رادیکالیزه شدن میدهند.
مأموریت کانونهای شورشی:
بنابراین کانونهای شورشی که برای احقاق حقوق حقه مردم و سرنگونی چنین رژیمی تشکیل شده‌اند، وظیفه اصلیش اینست که در مقابل نیروهای سرکوبگر و مزدور ولایت فقیه بایستد و آنها را از دور خارج کرده، راه را برای ورود هرچه بیشتر مردم به مبارزه باز کند.
بهمین منظور بود که در شرایط مشخص کنونی فرماندهی کل ارتش آزاریبخش درقیام دی ماه طی پیام های پنجگانه مأموریت کانون های شورشی را نیز به آنها ابلاغ کردند:
« دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یگانهای ارتش آزادیبخش ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشی برای گسترش قیام است. حق گرفتنی است.»
و در بیانیه دوم فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران یادآوری شد:
«حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیه واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق به‌پاخواسته است».
و بالاخره در سومین بیانیه که در تاریخ ۱۱دی ۱۳۹۶ منتشر شد تکلیف کانونهای شورشی در رو در رویی با نیروهای سرکوبگر و دشمنان خلق و کسانی که بخواهند قیام و خیزش به‌حق مردم ایران را سرکوب کنند در یک جمله خلاصه می‌شود «شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده، آتش جواب آتش»
ویژگی کانون‌های شورشی:
1-   خصلت سازماندهانه: از آنجایی که خصلت مرحله کنونی مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم ضد بشری ولایت فقیه سازماندهانه بودن آن است، بنابراین مناسبات داخلی کانونهای شورشی باید از اصول عام تشکیلاتی پیروی کرده تا بتواند مبارزه را پیش ببرد.
2-   خودکفایی: استفاده از اصل «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من»:یک هسته انقلابی و مبارز وارد هر نوع عملی می‌شودکه در دستورش قرار می‌گیرد.
یک کانون شورشی باید مسائل متعدد خود را از قبیل مشکلات مالی، مسائل ارتباط با مردم، شناخت دشمن و عوامل جاسوس آن در منطقه‌ی حضور کانون شورشی، کسب اطلاعات برای ضربه زدن به دشمن، حل کند.
همچنین دارای روابط انسانی فداکارانه، صادقانه و برادرانه و خواهرانه می‌باشد.
3-پشتوانه سیاسی-ایدئولوژیک-تشکیلاتی: عنصر تعیین‌کننده این است که کانونهای شورشی در داخل خاک میهن از یک پشتیبانی ارزشمند و بی‌نظیر و تعیین‌کننده برخوردارند که آنهم عبارتند از عنصر هدایت کننده و رهبری کننده که راه را برای کانونهای شورشی ترسیم می‌کند و در واقع قدرت آن را دارد که نسل قیام را از سویی در هیأت کانونهای شورشی گرد آورد و راه درست را پیش پای آنها بگذارد و از سوی دیگر منبع و منشأء امید، باور، قدرت شورش علیه نظم موجود برای آنها باشد. به این ترتیب کانونهای شورشی می‌توانند با ایمان به این‌که سرمایه عظیم ایمان و اراده سرنگونی را دارند این باور را به توده‌های مظلوم منتقل کنند و آنها را در مسیر قیام رهبری نمایند.
4-پشتوانه مردمی: هر ایرانی، ولو این‌که اعضاء کانون شورشی مستقیماً آنها را نشناسند بالقوه و بالفعل یک حامی و کمک‌کار و دوست هستند. و دیگر حتی افراد بی‌تفاوت بسیار کم شده‌اند. این یک سرمایه عظیم، مادی و معنوی برای کانونهای شورشی است.
تجربه‌ عملی و واقعیتی که در قیام دی ماه رخ داده و همه آن را به‌چشم دیدند در دو کلمه خلاصه می‌شود: قدرت برتر نیروی مردم و ضعف و شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم!
آری با توجه به تجربه بیشتر از نیم قرن مبارزه تشکیلاتی و سازماندهانه با دو دیکتاتوری و با تجربه تاکتیک‌های مختلف نبرد برای آزادی، راه کار کانون‌های شورشی حاصل و برآیند و تکامل یافته تاکتیک‌هایی از قبیل جنگ چریک شهری، جنگهای نامنظم، هسته های مقاومت و... میباشد. پس این عروه الوثقی را باید محکم چسبیده و قدرش را بدانیم و با گسترش کانونهای شورشی و تبدیل آن به دسته ها و یکان های شورشی، نیرو های وارفته رژیم را از دور خارج کرده وضربه نهایی را به رژیم پلید آخوندی وارد کنیم. بامید آنروز که دور نیست، میتوان و باید.                                          
م . ایمان


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

کام همگان باد روا کام شما نه

لحظاتی پای دل زلزله زدگان با ترانه‌ای از دلنیا رزازی massacre_67@ #زلزله# کرمانشاه