من یک زنم - تنها صداست که میماند





یادداشتی بر نامه‌ی ریحانه جباری




نامه ریحانه جباری-ایران - قتل عام




ریحانه جباری


نامه ریحانه جباری-ایران - قتل عام



«... انگار عمق فاجعه هنوز برایم جا نیفتاده بود. کسی مرده بود و برای من تصمیم مرگ داشتند...»
***

ایران - قتل عام - نامه‌ی ریحانه جباری



من واژه‌ها را دست‌چین می‌کنم؛ الفباهایی که هویتم را در زمین و زمان می‌پراکنند... 


من از دیوارهای سلولی که خفقان سُم ـ ضربه‌های اسبان جهل را بر گلویم تاخت می‌کنند، نگریختم؛

واژه‌ها و الفباهای زندگی من، عدوی تاریخی است که وارونه به دنیا آمده تا مگر «عالمی دیگر ساخته شود وز نو آدمی».

کسی در زندان فکرهایش مرده است
و انسان‌انگاشتن من را عقیم است.
من مکافات کسب و کار مرگ‌اندیشی او را
مشت بر سلول زمان می‌زنم؛
من یک زنم!
تنها صداست که می‌ماند... 




با خواندن نامه ریحانه و ادامه آن این سئوال برایم مطرح شد که ریحانه قیمت با شرف ماندنش را داد . 
ما چگونه و کجا باید قیمت باشرف زیستن خودمان را بدهیم . ؟ با آهسته برو و آهسته بیا ؟ یا فریاد و عصیان علیه وضع موجود ؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

کام همگان باد روا کام شما نه

لحظاتی پای دل زلزله زدگان با ترانه‌ای از دلنیا رزازی massacre_67@ #زلزله# کرمانشاه