فرمول موفقیت چیست؟ massacre67@
فرمول موفقیت چیست؟@ massacre_67,
| قتل عام - آیا میتوان بر غیر ممکن ها غلبه کرد ؟ |
@ massacre_67
كسانی كه در
انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد "
واقعیت اینست که دادخواهی قتل عام 67 برای اجرای عدالت و محاکمه آمران و عاملان این جنایت علیه بشریت از 29 سال
پیش توسط مقاومت ایران دنبال میشد . ولی از آنجا که فضای حاکم بر کشور های غربی
تحت تأثیر جاذبه های معاملات اقتصادی با رژیم بود ، گوش بازی در این رابطه وجود
نداشت . پارامترهایی نیز بمثابه امداد های غیبی در این میان به کمک رژیم میآمد مثل
جنگ اول و دوم خلیج ،جنگ افغانستان و.....که باعث می شد در تعادل قوای جدید مسائلی
از قبیل قتل عام 67 تحت الشعاع آن قرار بگیرد .
با فراخوان خانم مریم رجوی در تابستان 95 ،جنبش دادخواهی وارد فاز جدیدی شده و
فعالیت ها اوج تازه ای گرفت و بصورت گسترده در داخل و خارج کشور ادامه یافت .
اوج گرفتن یکساله فعالیت های فشرده داخلی و بین المللی مقاومت تحت رهبری خانم
رجوی در رابطه با داد خواهی قتل عام سال 67 و همزمانی آن با تغییر شرایط جهانی و
پایان خط مماشات مشخصا در آمریکا فضای مناسبی برای بارزشدن جوشش خون شهدای قتل عام
که سالیان متأثر از سیاست مماشات و بند و بست های بین المللی در محاق بود فراهم
شده و وجدان های انسانی بسیاری را تکان داد.
بطور مثال درج
موضوع قتلعام 67 در گزارش رسمی سازمان ملل متحد که با یادداشت دبیرکل به مجمع
عمومی که فراگیرترین ارگان ملل متحد هست، ارائه شد .
همینطور اخیرا شاهد بودیم که برای اولین بار موضوع قتلعام هزاران
زندانی سیاسی در سال 67 درکمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل که مرکب است از 193کشور
میباشد مطرح میشود. این پیروزی کمی نیست بخصوص که شاهد تلاشها و
توطئه ها و باج دادن های رژیم در این رابطه بودیم که میخواست بهیجوجه این مقوله پا
به سازمان ملل و ارگان های بین المللی در نیاورد .
این دستاورد یعنی
گنجانده شدن موضوع قتل عام 67 در گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل و طرح آن در مجمع
عمومی و دستاورد های بعدی که حتما خواهیم
داشت حاصل ملیونها ساعت کار و تلاش هموطنانمان در داخل کشور و نامه نگاری ها و جمع
آوری اسناد و مدارک و کشف و ثبت گورهای جمعی و...... بوده است .
ناگفته پیداست که
این فعالیت ها در دیکتاتوری آخوندی نیاز به
انبوهی ارتباطات غیر علنی با ریسک بالا داشته و دستگیری ها و عواقب بعدی آن
.
بهمین ترتیب
فعالیت های فشرده و بی وقفه که در خارج کشور توسط اعضای مقاومت از ملاقات ها و جلسات
و کنفرانس ها گرفته تا اینکه موضوع جهانی شده و توجهات و وجدانهای بشری را
برانگیزاند .
اگر بخواهیم وارد
جزئیات شویم حرف زیاد است ،لذا به همین مقدار اکتفا میکنیم . فقط این نکته را لازم
است بدانیم که کشاندن یک موضوع به ارگانی مثل سازمان ملل از جانب یک اپوزسیون و نه
یک دولت کاریست بوالعجب که فقط با مایه گذاری و جان کندن توسط تمامی عناصر مقاومت
چه در داخل و چه در خارج ممکن و میسر است . و البته قبل از مایه گذاری ایمان و
باور به اینکه میتوانیم بر هر غیر ممکن غلبه کرده و باید غلبه کنیم .
از این گفتار چه
نتیجه ای میخواهیم بگیریم ؟
میخواهیم این
نتیجه را بگیریم که هر حرکت و تلاشی ، هرچقدر هم که کوچک و بی اهمیت بنظر برسد
حتما تأثیرات خاص خودش را روی دیگر پدیده ها دارد . بقول قرآن « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره » ، به زبان
ومنطق دیالکتیکی نیز این امر تحت عنوان تأثیر متقابل پدیده ها شناخته میشود .
این منطق در مقابل
منطقی است که رژیم بشدت تبلیغ و ترویج میکند : منطق فایده ندارد ، نمیشود ، ازکجا
معلوم که بدتر نشود ، همه چیز را قدرتها تعیین میکنند و.......که در واقع این
واژه «نمیشود » هم طراز مواد مخدر تأثیرات مخرب داشته و فرد و
جامعه را پاسیو و بی رمق میکند
پس دوستان فرمول
موفقیت اینست که بر هرچه « ناباوری » و « نمیتوان » و « نباید » و « نمیشود » و ....... باید پشت پا زده و برای
سرنگونی رژیم آخوندی این بلای جان و مال و ناموس و خاک و فرهنگ و....... مردم
ایران قیام کرد .
موفق
باشید
نظرات
ارسال یک نظر